شيخ ذبيح الله محلاتى
198
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
زينب بنت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبذهاى از احوال او در ترجمه خواهرش ام كلثوم ايراد مىشود خديجهء كبرى او را به پسر خالهاش ابو العاص بن ربيع بن عبد العزي ابن عبد شمس بن مناف تزويج كرد و نام مادر ابو العاص هند دختر خويلد است و نام ابو العاص يا لقيط يا مقسم بكسر ميم يا ياسر است ابو العاص در جنك بدر اسير شد و بنا شد كه مشركين فدا بدهند و خود را خلاص كنند و شيخ طبرسى فرمايد اكثر فداى مشركان چهار هزار درهم بود و كمتر از هزار درهم نبود پس قريش بتدريج فدا مىفرستادند و اسيران را رها مىكردند از جمله اسيران ابو العاص بن ربيع بود كس بنزد زينب فرستاد تا فديه براى او فراهم كند زينب مالى فراهم آورد چون فديهء ابو العاص را كافي نبود گردنبندى را كه از مادر خود خديجه عليها السلام بيادگار همىداشت و با مرواريد غلطان و عقيق يمانى و دانهاى از ياقوت رمانى مرصع بود و آن را پيغمبر در شب زفاف به گردن او بسته بود بالاى فديه نهاد و بمدينه فرستاد چون بنزديك رسول خدا نهادند چشمش بر مرسله خديجه افتاد سخت محزون و اندوهناك شد و آب در چشم مبارك بگردانيد و فرمود زينب را كارى سخت افتاده كه يادگار مادر را از دست داده چون مسلمانان اين بديدند گفتند يا رسول اللّه ما اين مرسله و فديه را به تو بخشيديم و ابو العاص را آزاد كرديم خواهى بزينب فرست و خواهى خويشتن بدار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را دعاى خير فرمود و با ابو العاص فرمود اين مال برگير و بهسوى مكه شو و دانسته باش كه دختر من بر تو حرام است چون او مسلمان و تو كافرى چون به مكه روى زينب را بسوى من بفرست و زيد بن حارثة انصارى را كه مردى پير بود با او فرستاد كه زينب را از مكه بمدينه آورد و ايشان تا يك منزلى مكه برفتند در آنجا ابو العاص زيد را بازداشت كه خود به مكه رود و زينب را بجانب او فرستد و او بمدينهاش رساند روز ديگر زينب را در هودجى جاى داد و هودج را بر